A review by armina_salemi
مه آلود by Nima Kohandani, Alista Aghaee

2.0

خب، اومدم!
الیستا از دوستای خوب منه و برای همین، با این که ریویونویس نیستم و اصولاً یه‌جمله‌ای نهایتاً یه‌پاراگرافی سروته قضیه رو هم میارم، می‌خوام ریویوی مفصلی روی کارش بنویسم، چون می‌دونم اگه خودم بودم ریویوی مفصل و دقیق خیلی خوشحالم می‌کرد. از نکات منفی شروع می‌کنم با نکات مثبت تموم می‌کنم، فقط قبلش می‌خوام تأکید کنم که همه‌شون نظرات شخصی منه و خود الیستا می‌دونه من و اون چقدر نظراتمون نقطه‌ی مخالف همدیگه‌س. :))

اول از همه این که، من واقعاً از شخصیت حوا خوشم نیومد. از هیچ جنبه‌ای‌ش. یک دختر فوق‌العاده مودی که یه جا میاد عشق زندگی‌شو لو می‌ده بعد اشک و زاری که عاح عشق من بعد می‌ره اینا رو نجات بده اونا رو به فنا می‌ده، بعد انتقام اونا رو می‌گیره اینا رو به فنا می‌ده... بابا چرا تعادل نداری بچه. چرا انقدر حرف می‌زنی. :))
قدیما که توی جمع کوچیکی از بچه‌ها نقد می‌کردیم، من همیشه می‌گفتم «بدون این که بگید، بگید». و مشکل عمده‌ی من با این شخصیت -و سایر شخصیت‌ها حتی- همین بود. که مدام گفته می‌شد جسوره، مغروره، سرتقه، با پسرا فلانه، و من خسته شده بودم از این که بهم تحمیل می‌شد باید چه نظری داشته باشم در موردش و اصلاً هم این نظرا رو نداشتم. شخصیت‌ها و روابطشون پخته نبودن و تحمیلی به نظر می‌رسیدن. بگذریم که من کلاً خیلی با روابط عاشقانه و مثلث‌های عشقی و دخترایی که پسرای جذاب چپ و راست عاشقشون می‌شم حال نمی‌کنم. :))

مشکل اصلی‌م همین بود: شخصیت‌ها و روابط. به‌خصوص شخصیت اصلی، ولی، می‌رسیم به مشکل دوم که حجم بالای شعارها بود. شخصیت‌ها شعار می‌دادن، شخصیت اصلی شعار می‌داد، جملات حماسی شعارگونه بودن و حجم بالاشون منو خسته می‌کرد.

بسه از بدی گفتن.